نمایش نتایج: از 1 به 3 از 3

موضوع: نه سراغی ، نه سلامی ... خبری می خواهم

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد
    تاریخ عضویت
    May 2015
    شماره عضویت
    14
    نوشته ها
    24,609
    پسندیده
    4,567
    مورد پسند : 4,034 بار در 3,283 پست
    Windows 7/Server 2008 R2 Chrome 64.0.3282.140

    نه سراغی ، نه سلامی ... خبری می خواهم

    نه سراغی ، نه سلامی ... خبری می خواهم



    قدرِ یک قاصدک از تو اثری می خواهم ...


    خواب و بیدار ، شب و روز به دنبال من است


    جز مگر یادِ تو یارِ سفری می خواهم ؟

    در خودم هر چه فرورفتم و ماندم کافی ست



    رو به بیرون زدن از خویش دری می خواهم


    بعدِ عمری که قفس وا شد و آزاد شدم


    تازه برگشتم و دیدم که پری می خواهم


    سر به راهم تو مرا سر به هوا می خواهی


    پس نه راهی ، نه هوایی ، نه سری می خواهم


    چشمِ در شوقِ تو بیدارتی می طلبم


    دلِ در دامِ تو افتاده تری می خواهم


    در زمین ریشه گرفتم که سرافراز شوم


    بی تو خشکیدم و لطف تبری می خواهم




    با تو خورشید ترین ماه جهانم ! نفسم.

  2. کاربر مقابل پست !!yalda!! عزیز را پسندیده است:

    mohsen32 (02-13-2018)

  3. Top | #2

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد
    تاریخ عضویت
    May 2015
    شماره عضویت
    14
    نوشته ها
    24,609
    پسندیده
    4,567
    مورد پسند : 4,034 بار در 3,283 پست
    Windows 7/Server 2008 R2 Chrome 64.0.3282.140
    ای مردمان بگویید آرامِ جان من کو ؟

    راحت فزای هرکس ، محنتِ رسانِ من کو ؟

    جانانِ من سفر کرد ، با او برفت جانم

    باز آمدن از ایشان پیداست آنِ من کو ؟

    هر کس به خان و مانی دارند مهربانی

    من مهربان ندارم ... نامهربان من کو ؟
    با تو خورشید ترین ماه جهانم ! نفسم.

  4. کاربر مقابل پست !!yalda!! عزیز را پسندیده است:

    mohsen32 (02-13-2018)

  5. Top | #3

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد
    تاریخ عضویت
    May 2015
    شماره عضویت
    14
    نوشته ها
    24,609
    پسندیده
    4,567
    مورد پسند : 4,034 بار در 3,283 پست
    Windows 7/Server 2008 R2 Chrome 64.0.3282.140
    زمستان نیز رفت اما بهارانی نمی بینم


    بر این تکرار در تکرار پایانی نمی بینم

    به دنبال خودم چون گردبادی خسته می گردم

    ولی از خویش جز گردی به دامانی نمی بینم

    به غواصان بگو کافی ست هر چه بی سبب گشتند

    در این دریای طوفان دیده مرجانی نمی بینم

    چه بر ما رفته است ای عمر ، ای یاقوت بی قیمت !

    که غیر از مرگ گردنبد ارزانی نمی بینم

    زمین از دلبران خالی ست یا من چشم و دل سیرم ؟

    که می گردم ولی زلف پریشانی نمی بینم

    خدایا عشق درمانی به غیر از مرگ می خواهد ؟

    که من می میرم از این درد و درمانی نمی بینم
    با تو خورشید ترین ماه جهانم ! نفسم.

  6. کاربر مقابل پست !!yalda!! عزیز را پسندیده است:

    mohsen32 (02-13-2018)

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

مرجع تخصصی ویبولتین ویکی وی بی در سال 1391 تاسیس شده است و افتخار میکند که تا کنون توانسته به نحو احسن جدید ترین آموزش ها و امکانات را برای وبمستران میهن عزیزمان ایران به ویژه کاربران ویبولتین به ارمغان بیاورد .

اطـلـاعـات انجمـن
09171111111 mahboob_hameh@yahoo.com طراحی توسط ویکـی وی بی
حـامـیان انجمـن