نمایش نتایج: از 1 به 6 از 6

موضوع: او ز من رنجیده است ...

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    کاربر عضو
    تاریخ عضویت
    Feb 2018
    شماره عضویت
    6060
    نوشته ها
    4,444
    پسندیده
    47
    مورد پسند : 699 بار در 532 پست
    Windows NT 10.0 Firefox 58.0

    او ز من رنجیده است ...

    او ز من رنجیده است
    آن دو چشم نکته‌بین و نکته‌گیر
    در من آخر نکته‌ای بد دیده است !
    من چه می‌دانم که او
    با چه مقیاسی مرا سنجیده است !
    من همان هستم که بودم ، شاید او
    چون مرا دیوانه‌ی خود دیده است
    بیوفایی می‌کند بلکه من
    دور از دیدار او عاقل شوم !
    او نمی‌داند که من ، دوست می‌دارم جنون عشق را
    من نمی‌خواهم که حتی لحظه‌ای
    لحظه‌ای از یاد او غافل شوم !

  2. Top | #2

    عنوان کاربر
    کاربر عضو
    تاریخ عضویت
    Feb 2018
    شماره عضویت
    6060
    نوشته ها
    4,444
    پسندیده
    47
    مورد پسند : 699 بار در 532 پست
    Windows NT 10.0 Firefox 58.0

  3. Top | #3

    عنوان کاربر
    کاربر عضو
    تاریخ عضویت
    Feb 2018
    شماره عضویت
    6060
    نوشته ها
    4,444
    پسندیده
    47
    مورد پسند : 699 بار در 532 پست
    Windows NT 10.0 Firefox 58.0

  4. Top | #4

    عنوان کاربر
    کاربر عضو
    تاریخ عضویت
    Feb 2018
    شماره عضویت
    6060
    نوشته ها
    4,444
    پسندیده
    47
    مورد پسند : 699 بار در 532 پست
    Windows NT 10.0 Firefox 58.0

  5. Top | #5

    عنوان کاربر
    کاربر عضو
    تاریخ عضویت
    Feb 2018
    شماره عضویت
    6060
    نوشته ها
    4,444
    پسندیده
    47
    مورد پسند : 699 بار در 532 پست
    Windows NT 10.0 Firefox 58.0

  6. Top | #6

    عنوان کاربر
    کاربر عضو
    تاریخ عضویت
    Feb 2018
    شماره عضویت
    6060
    نوشته ها
    4,444
    پسندیده
    47
    مورد پسند : 699 بار در 532 پست
    Windows NT 10.0 Firefox 58.0
    او ز من رنجیده است آن دو چشم نكته بین و نكته گیر در من آخر نكته ای بد دیده است من چه می دانم كه او با چه مقیاسی مرا سنجیده است؟ من همان هستم كه بودم، شاید او چون مرا دیوانه خود دیده است بیوفائی می كند تا بلكه من دور از دیدار او عاقل شوم او نمی داند كه من دوست می دارم جنون عشق را من نمی خواهم كه حتی لحظه ای لحظه ای از یاد او غافل شوم آزارم میدهی . . . آزارم میدهی . . . به عمد . . . اما من آنقدر خسته ام . . . آنقدر شکسته ام که هیچ نمیگویم . نه گله ای . . . نه شکوه ای . . . حتی دیگر رنجیدن هم از یادم رفته است . دیگر چیزی برای دلبستن نمانده است . . . ! انتظار بی مفهوم است . . . ! نه کینه ای . . . نه بغضی . . . نه فریادی . . . فقط صدای نم نم باران . این منم که به وسعت دل زمین میگریم

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کاربرانی که این تاپیک را مشاهده کرده اند: 2

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  

مرجع تخصصی ویبولتین ویکی وی بی در سال 1391 تاسیس شده است و افتخار میکند که تا کنون توانسته به نحو احسن جدید ترین آموزش ها و امکانات را برای وبمستران میهن عزیزمان ایران به ویژه کاربران ویبولتین به ارمغان بیاورد .

اطـلـاعـات انجمـن
09171111111 mahboob_hameh@yahoo.com طراحی توسط ویکـی وی بی
حـامـیان انجمـن