خواستن زلف، چشم و عشوه یار ، عشق نیست... عشق پیر و زشت نمی شود ، خیانت نمی کند ، عشق بزرگترین خواست و خورشید آهنربایی انتهای اندیشه ماست. حکیم ارد بزرگ
خود را تا هنگاهی همراه داری ، که دلداده نشده ایی. دلبسته ، با خویشتن خویش بیگانه است. حکیم ارد بزرگ
در داستان لیلی و مجنون بیش از عشق، دیوانگی و افسونزدگی دیدم، عشق آزاد کننده زیباترین احساسات و توانایی های آدمی برای بهروزی و پیشرفت خود و دیگران است. حکیم ارد بزرگ
در عشق، شرف و آزادی هست زندگی و پاکی هست، نام عشق برازنده هر کار غیر شرافتمندانه ایی نیست. حکیم ارد بزرگ
در عشق راستین ، بدنبال سود جستن نیستیم ، می بخشیم برای پرواز، رهایی و آزادگی. حکیم ارد بزرگ
دلباختگی ، ساختار روان ما را نرم می سازد و نمی گذارد در برابر تندبادها بشکنیم. حکیم ارد بزرگ
دلدادگی و عشق را از زندگی بگیریم ، تنها و آواره ایم. حکیم ارد بزرگ
عشق ، تنها با از خودگذشتگی ارزش می یابد. حکیم ارد بزرگ
عشق ، در خود ستایش و بزرگداشت بهمراه دارد. حکیم ارد بزرگ
عشق ، همان کشش آهنربایی درون ماست ، که آدمی را ناخودآگاه، بسوی دوست داشتنی ترین چیز می کشاند. حکیم ارد بزرگ
عشق ، همچون توفان ، سرزمین غبار گرفته وجود را پاک می کند و انگیزه رشد و باروری ، روزافزون می گردد. حکیم ارد بزرگ
عشق از آدمی دلاوری پیروز می سازد، نه گوشه گیری غمگین و پریشان. حکیم ارد بزرگ
عشق بخشش می آورد، بخشیدن از همه چیز و مهمتر از همه، زمان را که با ارزشترین داشته ماست. حکیم ارد بزرگ